آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
عشق و باز هم عشق عشق و احساس هه در قلب من است می دانم که مرا از یاد خواهی برد ولی هیچگاه یادت را از باغ ذهنم نخواهم چید نظرات شما عزیزان:
من دلم تنگ مي شود
براي تو براي هرآنچه که تکانم مي دهد تـــــا تــامل خـــويش بـــــــراي خاطراتمان چيزهايي که تو، توهم مي خوانيشان دلــم کــه تنـــگ مي شــود پاي لحظه هاي خالي از تو بــساط اشک پهن مي کــنم گوش خيالم را به گذشته مي چسبانم صدايت را از امواج پراکنده ي زمان جمع مي کنم پژواک صدايت بر ديوار ذهن مي کوبد پر از آواز مي شوم از تو مگرغير از اين است که توهم هم وجود دارد؟ باشد ... به خودم دروغ نمي گويم! اما به حقيقت دقايق پريشان عاشقي سوگند دلم براي اين توهم تنگ مي شود
زندگی شوق رسیدن به همان فردایی ست که نخواهدآمد،
تو نه در دیروزی! و نه در فردایی! ظرف امروز پر از بودن توست زندگی را دریاب...!!!
من از باران نمی ترســــــــم
تو می تـــــــــــرســـــــی؟ من این شبها نمی لرزم تو می لـــــــــــرزی؟ به آن چشمان گریانت نـمــــی خنــــــــــدم تــــــو می خنـــــــدی تو می خندی به بارانها به دریــــــــــــا هــــــــا به اقیانوسی از غم ها تــــــــو بـارانـــــــــی که بر شبهای تنهایی من باریــــده بــــــــــــودی بـاز تو شبهای مرا دیدی و لرزیدی ولی گفتم بخند بر رنگ تنهایی بر این جادوی غربت هــا بر این لبخند و لذت ها تــــــــــــــــو خندیـــــــدی به رنگ غربت چشمان گریانم تو خندیدی به ساعت هــــــــــــا، بـه رفتـــــــــن هـــــــــــــــــــــــا، به غـــــربــــــــــــــــــــــ ـــت هـــا به تاریکی آن رنگی که جا مانده از ایـــن دل هـــــــــــــــــــا تـــو خندیــــــــــــــــدی و مـن رفـــتــــــــم به دنبال نشانی ها تو خندیدی و من رفتم
رفیق متنت را خواندم. دلنشین بود مرسی از به اشتراک گذاری آن.
من هم در وبلاگم مطالب خودم را مینویسم از این متن ها البته با حال و هوایی دیگر در وبلاگم یافت میشود. به من سری بزن و اگر پسندت بود لینک بشویم. ![]()
![]() ![]() |